پرچنان:
همه نوشته ها را که نمیشه جدی و مرگ اندیشانه نوشت. راستش اصلا در گروه خونی من این همه جدی بودن نیست. کمی طنز:
عادت دارم بیشتر روزهای هفته را صبح زود و قبل از اذان صبح بیدار شوم. مگر گاهی روزها که بیهوش مطلقم، یا کاری برای آن روز، برای خودم تعریف نکردم.
معمولا به خانواده میگویم شستن ظرف ها با من. و در طول بیست و چهار ساعت هر چی ظرف کثیف میشود را در ظرف شویی میگذارم. بابا که بود نمیگذاشت این رفتارم ادامه دار شود. حوصلش تنگ میگرفت، ذهن منظمی داشت و از دیدن این بی نظمی بی تاب میشد میرفت خودش بشورد و آن وقت مجبور بودم برم جلویش را بگیرم و خودم بشورم.
خلاصه هر چی ظرف در طول روز کثیف کرده ام را شستنش را موکول به صبح میکنم. معمولا یک ربع زودتر از اذان صبح بیدار میشوم. از سکوت سحرگه استفاده میکنم و رادیو را با صدای خیلی ملایم میگذارم که تنها خودم بشنوم و ظرف ها را میشورم و آن قدر این کار برایم لذت بخش است که صبح اول صبحی سر کیف می آیم. رادیو و هنگام اذان صبح لحنی دگر دارد. مناسبتی نیست، یعنی نگاه نمکند ببینند جشن است یا عزاست و به مناسبت آن روز، پخشش را جهت دار کند. یک ثبات خلقی و رویه ای دارد. آیاتی از قرآن خوانده میشود و سپس مجری با صدایی ملایم و بدون فراز و فرود ترجمه میکند و سپس یک جمله پیرامون عبد و مولا و سپس اذان. بیشتر ایام هم، آیات بسطی و امیدوار کننده خوانده میشود تا آیات قبضی و بیم دهنده( واستا، جهنم حالتون رو میگیریم). صبح قهوه خورده و به سمت راه و رسم خود رهسپار میشوم.
حالا اگر موجودات فرا مادی چون فرشتگان باشند و دیالوگی بین آنها و حضرت حق,خواهند پرسید ؟: همه سحر گه بیدار میشوند نماز شبی، مراقبه ای، تفکری میکنند. این کیست که آفریدی که صبح ها بیدار میشود ظرف میشورد؟
جواب او( هو) جالب خواهد بود احتمالن:
دُوشواری نداره. این آدم رٙدی داده.

کانال تلگرامی:

@parrchenan