وزیر قاتل
داستان یک وزیر در پشت تلفن:
پشت خط تلفن هستم که زنگ میخورد.
زنی پشت تلفن، هراسان بیان میکند که شوهرش او را تهدید به قتل کرده است.
بیشمار تلفن اینگونه تا به امروز داشته ام، اما صدای گوینده ها غالب موارد اینگونه هراسان نبوده و یا در غالب یک روایت در انبوه روایات هایی که از بدی شوهرش میگوید بیان میکرده است.
وقتی میپرسم: از کدام منطقه تماس گرفته اید ،با صدایی لرزان تر پاسخ میدهد:
سعادت آباد*، نیمچه خنده ای مرا فرا میگیرد. اول او را ارجاع به ۱۱۰ داده و تلفن را قطع کرده و بعد فکر میکنم.
اینکه دیالوگ را ادامه داده ومثلا از او میپرسیدم: آیا زن دوم او هستی؟
آیا اختلاف سنی بیش از ۳۸ سال داری؟
افکار عمومی ایرانیان بخصوص زنان تحت تاثیر واقعه قتل و قاتلی وزیر شده است.
شما پشت خط تلفن باید نشسته باشی تا ببینی حجم انبوه بهداشت روان ناسالم ما تهرانیان را.
و تبلور این بهداشت روان ناسالم ما، در قاتل شدن وزیر و شهردار ابر شهر تهران، در کشته شدن امام جمعه شهرستانی بازتاب گرفته است.
فکر کنم وقت آن رسیده که از خودمان کمی بترسیم.
در یکی از دیالوگ هایم با دوستم پیمان، حرف گوهرباری از او شنیدم که با کمی ویرایش و اضافات در اینجا بازگو میکنم :
«من همیشه برام ابزارمند شدن آدم ها جالب بوده. آدم ها وقتی ابزار ندارن یه چیزن وقتی ابزار دارن یه چیز دیگه.... همیشه جاده های ایران به این خاطر برام ناراحت کننده بوده اند که ایرانیان بسیاری توش صاحب ابزار می شن و با این ابزار ناچیز می خوان هزاران عقده را بگشایند ... اگر وزیری ابزاری به نام کلت در جیبش برای روز مبدا داشته باشد هم، ترسناک میشود. اگر مداحی هفت تیری هم»
اگر از خودمان بترسبم، اولین قدم را بخواهیم داشت:
خود را از ابزراهایی که احتمال خطر آفرینی میدهد خلع خواهیم کرد:
مثلا
_من پشت رُل در ترافیک عصبی میشوم، پس کمتر سوار ماشین میشوم.
_به جای قفل عصایی از قفل پدال یا زنجیر استفاده کنیم
در ماشین خود چماق برای روز مبدا قرار ندهیم.
_
_کلام خود را پاکیزه کنیم تا در خشونت بد زبانی نکنیم.
_مهارتهای کنترل خشم فراگیریم
_در شرایط بحرانی زندگی به مشاور یا خطوط امدادی کمکی مرتبط شویم.
_خود را در موقعیت های دشوار قرار ندهیم
_و از همه مهمتر، اعتماد به نفس متوسط داشته باشیم.
این لیست را میشود ادامه داد...
*قتل همسر دوم شهردار سابق در محله سعادت آباد رُخ داد بود.
@parrchenan